تورا هرچند پنهانی درون سینه میبینم
نه تنها در دلم ای جان تو را در خواب میبینم
تو در خوابم مسافر بودی و من هم مسافر پابه پای تو
رسیدی مقصدت گشتی پیاده منم هر چند راهم دور پیاده گشتم از عشقت
تو رفتی خانه ات من هم دم در خیره بر در باز بود....شاید بیایی در ببندی
....................مرا بانگ خروس از لحظه بیداری خورشید میرنجاند ...کجا رفتی مگر این خانه جز این در در دیگر هم دارد
نشد از تو خبر من همچنان خیره به در ماندم ...تقدیم به دختری که در خوابم بود